
باز بارن با ترانه با گهرهاي فراوان ميخورد بر بام خانه ...
من به پشت شيشه تنها ايستاده در گذر ها رودها راه اوفتاد ...
شاد وخرم يك دو سه گنجشك پر گو ... باز هر دم مي پرند اين سو وآن سو...
مي خورد بر شيشه ودر مشت سيلي آسمان امروز ديگر نيست نيلي ...
آرشیو
تماس با من
آرشیو وبلاگ
فروردین 1388
بهمن 1387
آبان 1387
مهر 1387
مرداد 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
دی 1386
آذر 1386
آبان 1386
مهر 1386
شهریور 1386
مرداد 1386
تیر 1386
خرداد 1386
اسفند 1385
بهمن 1385
دی 1385
آبان 1385
مرداد 1385
خرداد 1385
اردیبهشت 1385
فروردین 1385
اسفند 1384
بهمن 1384
دی 1384
لینک ها
بن بست
ایران علمی
عسل وشکر...
مامان نسیم وهلیا
علی وفاطمه
دانشگاه با طعم باران
دنیای عاشقانه ها
همسرانه
ساقی ومجید
زندگی من
طراحی وب سایت
قالبهای رایگان وبلاگ
مامانم ومهسا امروز ساعت ۴عصر از سوریه برمیگردن.. دلم براشون خیلی تنگ شده..
اسماعیل دانشگاست وهنوز نیومده خونه امروز میخواد بره باشگاه ومنم باز تنها میشم تا ساعت ۸میاد خونه ..دلم میترکه موقع هایی که میره باشگاه چون خیلی دیر میگذره تا بیاد.. ![]()
اوضاع اداره یک قاطی شده ..نمی دونم چرا همه با هم در افتادن یه کم اوضاع واحوال اونجا سخت شده.. این وضعیت رو دوست ندارم گرچه به من که ربطی نداره اقایون خودشون با هم کنار میاین ..اما از روابط اینجوری احساس خوبی ندارم..
دیروز با خانم محمدی ودوتا بچه هاش رفتیم یه کم خرید کنیم .خانم محمدی میخواست واسه عید برا بچه ها لباس بخره ..دیگه حسابی کلافه شدیم وبرگشتیم.. وقتی میبینم چقدر بچه داری سخته اصلا دلم بچه نمیخواد ..وای وای که دیروز چقدر ستایش دختر خانم محمدی که ۵سالشه غرغر کرد.. اعصابمون حسابی ریخت بهم.. از بچه های تو این سن خیلی زود خسته میشم اخه ادمو کلافه میکنن ..تو بازار هر چی ببینن میخوان...گریه میکنن ...وخیلی چیزای دیگه ..اومدم خونه دیگه مرده بودم از خستگی .. خلاصه دیروز روز سختی بود ...
عصر هم با شهلا اینا رفتیم نمایشگاه ..
فردا هم میخواییم بریم واسه اسماعیل شلوار بخریم..
خودش میگه نمیخوام اما من اصرار کردم که بخره.اخه زیاد اهل لباس خریدن واینجور برنامه ها نیست برعکس من .. هفته گذشته هم خودم تنها رفتیم یه کم براش خرید کردم ..من همیشه خودم بدون اینکه بهش بگم یا باهم بریم بازار براش خرید میکنم همیشه از سلیقه ام راضی بوده .اما این دفعه گفتم یه بار هم خودت بیا بریم ..با بازار رفتن مخالفه ..نمی دونم چرا؟میگه شما زنها چرا از خرید کردن خسته نمیشین؟؟
دوشنبه 13 اسفند1386-2:38 بعد از ظهر | | لیلا | گروه |لینک به نوشته

